_

نظر یادت نره دوست عزیز....

10+1 روش شاد کردن خانم‌ها


سلامت‌نیوز نوشت: با اجرای روش‌های زیر می‌توانید همسر خود را شاد کنید:


1 )
زن‌‌ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.


2 )
هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید.


3 )
وقتی از شما خطایی سر می‌زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!


4 )
وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می‌خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.


5 )
از تلاش‌های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می‌شود.


6 )
به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس‌ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.


7 )
خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می‌کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه‌ی خوبی ندهد.


8 )
همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.


9 )
به جای هدایای گران‌بها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه‌ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می‌ماند.


10)
بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت میکند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.


11)
هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه‌ای گل تحویل او بدهید.

دیر آی و درست آی!   

یکی از مضامینی که از قدیم الایام باقی مانده و تسلایی است بر خاطر ترشیدگان، این مصرع است که می گوید:« دیر آی و درست آی»!؛ معادل همان « دیر آید و خوش آید» خودمان.

در شأن نزول اين مضمون، آمده كه در زمان هاي دور، پدرها و مادرها مايل بودند فرزندانشان هرچه زودتر ازدواج كنند و ازدواجي موفق هم داشته باشند.‌ آنان اين مضمون را به عنوان لالايي و خطاب به بخت و بالين نوزاد دلبندشان مي خواندند:
بس چابك و چست آي
زود‌آي و درست آي!

حتي گاهي تا بدانجا پيش مي رفتند كه نوزادان را به نام هم، ناف بر مي كردند و در گوششان مي خواندند:
از روز نخست آي!
زود آي و درست آي!

سالياني گذشت تا همه متوجه شدند كه بهتر است جوان ها پيش از ازدواج، تحصيلاتشان را تا حدودی تكميل كرده و شغلي بيابند تا اموراتشان بگذرد. اين خصوصيات، مي توانست به موفقيت ازدواج كمك كند اما باعث می شد سن ازدواج بالا برود.  مادربزرگ ها بي توجه به اين كه بالارفتن ِ سواد و تجربه است كه به موفقيت ازدواج كمك مي كند،نه بالا رفتن سن، به این نتیجه رسیدند که هركس ديرتر ازدواج كند، حكما" ازدواج بهتري خواهد داشت. بنابراين، خطاب به الهه بخت مي گفتند:
با سرعت پست ‌آي
دير آي و درست آي!
و اين تشبيه را ازآنجا می آوردند كه در آن ايام، نامه هاي توران، دير به ايران مي رسيد و سرعت پست را به لاك پشت مانند می كردند.

بعدها سرداراني به نام «اكسپرس» و «پيشتاز» آمدند و سرعت پست را بيشتر كردند اما بسته هاي پستي تا رسيدن به مقصد، ديگر شباهتي به آنچه در آغاز بودند، نداشتند و ظاهر بيروني، بلكه هم محتواي درونيشان به كلي به هم ريخته بود. گويي كه هرچيز، يا بايد دير مي آمد و يا درست!
مادربزرگ ها نيز مضمون را بدين گونه عوض كردند:
اين گونه نه سست آي
دير آي و درست آي!

چرخ همچنان چرخيد و به روزگار خودمان رسيديم كه كم كم نان هاي سنتي بربري و سنگك جمع شده و نان باگت و تست، جاي آنها را مي گيرد، ازدواج ها نيز از شكل سنتي به شكلي مدرن تبديل شده و بايد گفت:
چون باگت و تست آي
دير‌آي و درست آي!

بعضي ها براي تقديرشان، ضرب الاجلي تعيين مي كنند كه مثلا:
تا قبل ِ آگوست آي
دير آي و درست آي!

بعضي ها هم مدت ضرب الاجل را بسيار طولاني در نظر مي گيرند:
همدوره وسطاي!
دير ‌آي و درست ‌آي!

در نهایت ما معتقدیم به طور کلی در امر ازدواج، در نظر گرفتن سوخت و سوزش بهتر است تا دير و زودش.
یعنی باید به طرف گفت: هروقت می آیی، آی! فقط خبرمرگت آی! آآآآآی...!

اشعاری از یک دوست..

«ترم»

 

اگر پایم به کفشم کرده آماس
ندارم چاره‌ای یا ای‌ها الناس

 

 

از این واحد به آن واحد نشینم
که ترم زندگانی را کنم پاس

 

 

بده نمره به بنده اي کل عباس

 

 

که در آخر نشم مشروط بي پاس

 

 

بگو از بس که نالان من شوم روز

 

 

در آخر من شوم يالغوز بي غوز

 

«عاقبت»

 

اگر که دیپلماتی عاقبت هیچ
وکیل کایناتی عاقبت هیچ

 

اگر شطرنج بازی در سیاست
در آخر کیش و ماتی عاقبت هیچ

 

«عالی‌جناب»

 

 

نمی‌شد پیش از این کس هم رکابت
نمی‌برد از فشار قرض خوابت

 

 

بگو با من در این یک ماه و اندی
که را دیدی که عالی شد جنابت

 

«من و تو»

 

سیه کاری زتو پوشیدن از من
چاخان کردن ز تو نشنیدن از من

 

 

من و تو دست در یک کاسه داریم
نگهبانی ز تو دزدیدن از من

 


 

«شهر بافرهنگ»

 

 

نشان شهر بافرهنگ این است
که از پاکیزگی خلدبرین است

 

 

نه آن شهری که پیش شهروندش
تمام کوچه‌ها حمام فین است

 

«سیخ و سنگ»

 

رفیق شوخ وشنگ آمد خوش آمد
برای سیخ و سنگ آمد خوش آمد

 

 

پلیسی گر برای دستگیری
به همراه تفنگ آمد خوش آمد

 

«پشت‌ فرمان»

 

به در چون می‌رسند ابنای آدم
بفرما گو کنند از یکدگر رم

 

 

نمی‌دانند اما پشت فرمان
چسان گیرند هر دم سبقت از هم

 

«املا»

 

کسی در درس تنبل‌تر زمن نیست
ندارم تاکنون یک بیست‌ در لیست

 

 

ضعیفم در زبان و جبر و شیمی
ولی با این همه عملایم آلیست

 

«صفر»

 

بیا چون صفر ترک ادعا کن
درون را خالی از روی و ریا کن

 

 

نه همچون هفت بهر نمره‌ای بیش
به نزد شش دو پایت را هوا کن

 

«توبه»

 

به مسجد می‌روی و ز سوی دیگر
به شیطان می‌دهی درس‌ای برادر

 

 

خدا را باز قول توبه دادی
تو گفتی و خدا هم کرد باور

 

 


 

«عبادت»

 

عبادت در جوانی می‌برد دل
که نیرو و نشاطی هست حاصل

 

 

نه هنگامی که در رفتن به مسجد
وضویت می‌شود ده‌بار باطل

 

 

 

 

اول اشعار با نام خدا

 

 

با سلامی خدمت اهل صفا

 

 

"نسل بعد از نسل بعد از من" سلام

 

 

نسل شوت و نخبه و لمپن سلام

 

 

بشنو از من چون حکایت می کنم

 

 

درد دانشجو روایت می کنم

 

 

در هوایی سرد شعری گفته ام

 

 

بشنوید از درد شعری گفته ام

 

"سینه خواهم شرحه شرحه از فراق"

تا بگویم فرق خر را با الاغ!

"هرکسی از ظن خود شد یار من"

 

کرد کاه و یونجه اش را بار من

 

"سر من از ناله من دور نیست"

 

گرچه اصلا سور و ساتم جور نیست

 

 

شعر من معجونی از زخم دل است

 

 

تحفه ای آورده ام ناقابل است

 

 

زخم را با طنز قاطی می کنم

 

 

ادعای گنده لاتی می کنم

 

 

شعر من درد من و زخم شماست

 

 

کار آن وا کردن اخم شماست

 

 

میل داری کشف راز خویش را

 

تیز کن گوش دراز خویش را!

 

من جوانی خنگ و پیروزی شدم

 

 

یک دو سالی پشت کنکوری شدم

 

 

بر جوانی خودم آذر زدم

 

 

خر زدم، هی خر زدم، هی خر زدم

 

 

چون نتایج آمد اشکم شد روان

 

 

فحش دادم بر زمین و بر زمان

 

 

دیدم از بخت بد و عقل فلج

 

 

گشته ام دانشجوی شهر سنندج

 

 

ليک ديدم شکر حق بر من سزاست

 

 

حکما اين تقدير ماست

 

 

مي روم آن جا و با لطف خدا

 

 

ميکنم بيست ها را هي شکار

 

 

هي که آمد طعنه از هر سمت و سو

 

 

گاومان زاييد آن هم شش قلو

 

 

هر کسي در وسع خود در آن زمان

 

 

فحش و ليچاري نمودش بارمان

 

 

مادرم می گفت آخر حیف نان

 

 

شد کشاورزی هم آخر رشته؟ هان

 

 

حرف ها را پشت گوش انداختم

 

 

ساک خود را روی دوش انداختم

 

 

زود من رفتم به سوی ترمینال

 

 

دل پر از اندیشه، کله پر سوال

 

 

يافتم خوابگاهي بهتر از باغ بهشت

 

 

حوريان ول ميخورند در سرنوشت

 

 

گفتم از شادی خوشا بر سرنوشت

 

 

بوفه و سلف و زمین ورزشی

 

چهره ها پاک و موجه، ارزشی!

 

گفتم این جا عشق و حالم کامل است

 

 

زود فهمیدم خیالی باطل است

 

 

هست دانشگاه تهران بی قیاس

 

 

دارد از بهر خودش کلی کلاس

 

 

هست این جا شعبه ای از کمبریج

 

 

البته با مردمانی گیج و ویج

 

 

درس می خوانم مهندس می شوم

 

 

در همین واحد مدرس می شوم

 

 

می نمایم در همین جا ازدواج

 

 

گیرم از دانشجویان خود خراج

 

 

صبح با سرویس دولت می رسم

 

 

با کلاس و با ابهت می رسم

 

 

خانه های سازمانی آخ جان

 

 

پول های آن چنانی ، آخ جان

 

 

مدتی بگذشت شیرم موش شد

 

 

ذوق و شوق اندر دلم خاموش شد

 

 

چون همه ساز جدایی می زنند

 

 

حرف رفتن جابه جایی می زدند

 

 

دیدم این جا فکر عهد ماضی اند

 

 

بچه ها از رشته شان ناراضی اند

 

 

حرف از تغییر رشته می زدند

 

 

هرچه می گفتیم زشته، می زدند

 

 

معتقد بودند کوشش کافی است

 

 

سرنوشت ما همه علافی است

 

 

کم کمک ما هم پشیمان می شدیم

 

 

هر چه آنان ، آن شدند آن مي شديم

 

 

با نفیر خنده سر می شد کلاس

 

 

ساده می گویم، دو در می شد کلاس

 

 

نیم ساعت رفته آید زمزمه

 

 

جمله خسته نباشید از همه

 

 

عده ای چشمک چرانی می کنند

 

 

عده ای هم نعره هایی بس قوی

 

می کشند و خب به قول مولوی:

 

"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

 

باز جوید روزگار وصل خویش"

 


 

تست روانشناسی4

خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان بيابيد)



جواب:

اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد!
اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که سيب دوست دارد!

اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار دوست دارد!

تست روانشناسی3

این یه تست روانشناسی فوق العاده ست، لطفا صادقانه جواب بدین و جواب ها رو دقیق تو ذهنتون نگه دارین و در آخر با بررسی ها مقایسه کنید، لطفا قبل از جوابگویی خودتون به سوال ها، هیچ کدوم از پاسخ ها رو نخونین، چون نتیجه ی نهایی نادرست در میاد!!!


 


1- 1.  در جنگل در حال قدم زدن با شخصی هستید، شخص همراه شما کیست؟


2-   2. باز هم در جنگل، قدم می زنید. حیوانی را می بینید. می توانید بگویید چیست؟


3-   3.چه تعامل یا ارتباطی بین شما و آن حیوان ایجاد می شود؟


4- 4.  به اعماق جنگل می روید. وارد محوطه ای بدون درخت می شوید و در مقابل خود، خانه ی رویایی و ایده آلی را که در ذهن داشتید می بینید، آن را توصیف کنید؟


5-  5. آیا دور خانه ی شما نرده یا توری وجود دارد؟


6-  6. وارد خانه می شوید. به اتاق ناهار خوری می روید و میز ناهار خوری را می بینید. توضیح دهید روی میز و دور و بر آن چه می بینید؟


7-  7. از در پشت خانه خارج می شوید. بر روی چمن ها یک فنجان قرار گرفته است. جنس فنجان از چیست ( سرامیک، شیشه، کاغذ، چینی، پلاستیک و...) ؟


8-  8. با فنجان چه می کنید؟


9-   9. در حاشیه و اطراف خانه قدم می زنید و خود را کنار آب می بینید، آبی که می بینید چه نوع است (اقیانوس، دریاچه، دریا، رودخانه، نهر و ...) ؟


10. چگونه از روی آب می گذرید؟


 

 




 





 


 


پاسخ های خود را با بررسی های زیر مقایسه کنید و نتیجه بگیرید:


 


1-   1. همراهی که از او نام بردید و با شما قدم می زند، مهم ترین فرد زندگی شماست.


2- 2.  اندازه حیوانی که در جنگل می بینید، بیانگر حجم مشکلات شخصی شماست.


3-  3. ارتباطی که با حیوان برقرار می کنید و اعمالی که انجام می دهید نشان می دهد که به شیوه با مشکلات خود(مثبت یا منفی) برخورد خواهید کرد.


4-  4. اندازه ی خانه ی رویایی شما، تعیین کننده ی مقدار انگیزه و هدف شما در حل مشکلات و مسائل است.


5-  5. اگر هیچ نرده یا حصاری دور خانه ی رویایی خود در نظر نگرفته اید، نشان می دهد که شخصیت آزادی دارید و همیشه از مردم استقبال می کنید و به آن ها خوشامد می گویید. بر عکس، حضور نرده، نمایشگر شخصیت بسته و محدود شماست، شما ترجیح می دهید که افراد، سرزده به دیدن شما نیایند.


6- 6.  اگر پاسخ شما شامل خوراک، افراد و یا گل ها نیست، از زندگی کاملا ناراحت هستید.


7-   7. دوام وپایداری جنسیت فنجان انتخاب شده توسط شما، پایداری رابطه شما و شخص نامبرده در سوال اول را نشان می دهد.


8-   8. نحوه کار شما با فنجان، نشانگر طرز تفکر شما نسبت به شخص سوال اول است.


9- 9.  اندازه ی حجم آبی که می بینید، بیانگر عاطفه و احساسات شماست.


10. میزان خیس شدن شما، هنگاهی که از آب عبور می کنید، اهمیت ارتباطات و روابط عاطفی شما را نشان می دهد.

...

مرد فروردین و زن….
فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات

مرد اردیبهشت و زن…
اردیبهشت+فروردین = پر شور و هیجان
اردیبهشت+ اردیبهشت = خیلی مناسب
اردیبهشت+خرداد = پیوندی نا موفق
اردیبهشت+تیر = اتحادی عمیق
اردیبهشت+مرداد = کاملا دوست داشتنی
اردیبهشت+شهریور = تشریک مساعی زیاد
اردیبهشت+مهر = جسمانی و شهوانی
اردیبهشت+آبان = آرام و آهن ربایی
اردیبهشت+آذر =بسیار ناهموار
اردیبهشت+دی = کمی هولناک
اردیبهشت+بهمن = خیلی قوی
اردیبهشت+اسفند = توام با جذابیت

مرد خرداد و زن…
خرداد+فروردین = دارای آینده ی روشن
خرداد+اردیبهشت = پیوندی دشوار
خرداد+ خرداد = پیوندی نا پایدار
خرداد+تیر = افقی روشن
خرداد+مرداد = عافیت طلب و عیاش
خرداد+شهریور = عاشقانه
خرداد+مهر = کاملا با شکوه
خرداد+آبان = بن بست عشقی
خرداد+آذر = سراسر شادمانی
خرداد+دی = چشم در چشم نیافتد
خرداد+بهمن = دوستان خوب برای هم
خرداد+اسفند = مرهم یکدیگر

مرد تیر و زن…
تیر+فروردین = پیوندی سست
تیر+اردیبهشت = محیطی راحت و مرفه
تیر+خرداد = پیوندی نا هماهنگ
تیر+تیر = رابطه ی رویایی
تیر+مرداد = هیجانی و پر زحمت
تیر+شهریور = محرک یکدیگر
تیر+مهر = زندگی پر از تلاطم
تیر+آبان = جرقه و پرواز
تیر+آذر = سراسر مشکل
تیر+دی = زوجی دلسوز
تیر+بهمن = سراسر اضطراب
تیر+اسفند = تقویت کننده ی هم

مرد مرداد و زن…
مرداد+فروردین = خاطرات به یاد ماندنی
مرداد+اردیبهشت = احساسات پاک
مرداد+خرداد = زندگی پر از نشاط
مرداد+تیر = پیوندی عاشقانه
مرداد+مرداد = جنگ اراده ها
مرداد+شهریور = ازدواجشان دشوار است
مرداد+مهر = شادی بزرگ
مرداد+آبان = برخورد دو قطب
مرداد+آذز = بسیار نیروبخش
مرداد+دی = کوتاه اما شیرین
مرداد+بهمن = می تواند مشکل باشد
مرداد+اسفند = زندگی توام با جرقه

مرد شهریور و زن…
شهریور+فروردین = دور از یکدیگر
شهریور+اردیبهشت = استوار و لذت بخش
شهریور+خرداد = کاملا غیر معمول
شهریور+تیر = اختلاف زیاد
شهریور+مرداد = عقاید نا همامنگ
شهریور+شهریور = سازگار
شهریور+مهر = زندگی با سختی
شهریور+آبان = هیجانات واقعی
شهریور+آذر = نیازهای مخالف
شهریور+دی = موافق و سازگار
شهریور+بهمن = تیره و گلالود
شهریور+اسفند = بهشتی

مرد مهر و زن…
مهر+فروردین = زندگی پر تناقض
مهر+اردیبهشت = جسمانی و شهوانی
مهر+خرداد = پیوندی بسیار عالی
مهر+تیر = تلاشی سخت
مهر+مرداد = نیروبخش
مهر+شهریور = مخالف
مهر+مهر = قدرتی نا پایدار
مهر+آبان = پاداش و هیجان
مهر+آذر = هم پرواز
مهر+دی = پیوندی سست
مهر+بهمن = ازدواج شگفت انگیز
مهر+اسفند = آرامش و پاداش

مرد آبان و زن…
آبان+فروردین = جاودانه و طولانی
آبان+اردیبهشت = پیوندی با اجر
آبان+خرداد = لطیف و با نشاط
آبان+تیر = زندگی بهشتی
آبان+مرداد = نمایش پر قدرت
آبان+شهریور = شروعی آرام
آبان+مهر = لجاجت و گول زنی
آبان+آبان = انفجار
آبان+آذر = تحمیلی و اجباری
آبان+دی = شیفته ی یکدیگر
آبان+بهمن = بالا و پایین
آبان+اسفند =کاملا عالی

مرد آذر و زن…
آذر+فروردین = عالی و شگفت انگیز
آذر+اردیبهشت = درگیری زیاد
آذر+خرداد = سرد و گرم
آذر+تیر = غیر صمیمی
آذر+مرداد = دلسوز واقعی
آذر+شهریور = نیرو بخش
آذر+مهر = لذت مشترک
آذر+آبان = کارد و پنیر
آذر+آذر = لذت توام با آشوب
آذر+دی = مغایرت زیاد
آذر+بهمن = روابطی بسیار گرم
آذر+اسفند = مشکل دار است

مرد دی و زن…
دی+فروردین = با جدل
دی+اردیبهشت = زندگی با آینده ای زیبا
دی+خرداد = پیوندی سخت
دی+تیر = پیوندی با شکوه
دی+مرداد = اختلاف زیاد
دی+شهریور = عجیب
دی+مهر = برنده ای ندارد
دی+آبان = خیلی عجیب
دی+آذر = نامناسب
دی+دی = طولانی و پا بر جا
دی+بهمن = کمی مخوف
دی+اسفند = عشقی و شهوانی

مرد بهمن و زن…
بهمن+فروردین = بسیار عاشقانه
بهمن+اردیبهشت = خیلی خود سر و لجوج
بهمن+خرداد = پیوندی سرد
بهمن+تیر = خیلی مضر
بهمن+مرداد = بسیار دلکش
بهمن+شهریور = نا هماهنگ
بهمن+مهر = بسیار بسیار عالی
بهمن+آبان = مغایر یکدیگر
بهمن+آذر = نیازمند جد و جهد
بهمن+دی = با کمی نا خالصی
بهمن+بهمن = واقعی و شگفت انگیز
بهمن+اسفند = احتمال نا خوشی

مرد اسفند و زن…
اسفند+فروردین = نیازمند به گذشت
اسفند+اردیبهشت = یک پیوند عالی
اسفند+خرداد = نیازمند به بصیرت
اسفند+تیر = شیفته ی یکدیگر
اسفند+مرداد = زوج رمانتیک
اسفند+شهریور = آرام و حامی
اسفند+مهر = عشقی افسانه ای
اسفند+آبان = سراسر شادی و اعتدال
اسفند+آذر = مشکلات زیاد
اسفند+دی = احساسات واقعی
اسفند+بهمن = یکدیگر را درک کنید

یک داستان ازمرد دوم..

یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا کنان خود را به جزیره کوچکی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا کردن و کمک خواستن از خدا نداشتند. چون هر کدامشان ادعا می کردند که به خدا نزدیک ترند و خدا دعایشان را زودتر استجاب می کند، تصمیم گرفتند که جزیره را به ۲ قسمت تقسیم کنند و هر کدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببینند کدام زود تر به خواسته هایش می رسد.


نخستین چیزی که هردو از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول میوه ای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش را بر طرف کرد.اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود.ا
هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی کردند.مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر کرد. روز بعد کشتی دیگری شکست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یک زن بود که به طرف بخشی که مرد اول قرار داشت شنا کرد. در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت.ا
بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بیشتری نمود. در روز بعد مثل اینکه جادو شده باشه همه چیزهایی که خواسته بود به او داده شد. اما مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت.
سرانجام مرد اول از خدا طلب یک کشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترک کنند. صبح روز بعد مرد یک کشتی که در قسمت او در کناره جزیره لنگر انداخته بود پیدا کرد. مرد با همسرش سوار کشتی شد و تصمیم گرفت جزیره را با مرد دوم که تنها ساکن آن جزیره دور افتاده بود ترک کند.
با خودش فکر می کرد که دیگری شایسته دریافت نعمتهای الهی نیست چرا که هیچ کدام از درخواستهای او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود.
هنگامی که کشتی آماده ترک جزیره بود مرد اول ندایی از آسمان شنید :
“چرا همراه خود را در جزیره ترک می کنی؟”
مرد اول پاسخ داد:
“ نعمتها تنها برای خودم است چون که من تنها کسی بودم که برای آنها دعا و طلب کردم ، دعا های او مستجاب نشد و سزاوار هیچ کدام نیست ”
آن صدا سرزنش کنان ادامه داد :
“تو اشتباه می کنی او تنها کسی بود که من دعاهایش را مستجاب کردم وگرنه تو هیچکدام از نعمتهای مرا دریافت نمی کردی”
مرد پرسید:
” به من بگو که او چه دعایی کرده که من باید بدهکارش باشم؟ ”
“او دعا کرد که همه دعاهای تو مستجاب شود”

از دوست عزیزم فرهاد محمدی

همه مداد رنگی ها مشغول بودند بجز مداد سفید. هیچکس به او کاری نمی دادو همه میگفتن تو به هیچ دردی نمیخوری. یک شب که مداد رنگیها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند. مداد سفید تا صبح کار کرد. ماه کشید. مهتاب کشید. و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک وکوچکتر شد.

صبح توی جعبه مداد رنگیها جای خالی او باهیچ مداد رنگی ای پرنشد...

هفت راز خوشبختی از کوروش کبیر

هفت راز خوشبختی از کوروش کبیر:

  • متنفر نباش
  • عصبانی نشو
  • ساده زندگی کن
  • کم توقع باش
  • همیشه لبخندبزن
  • زیاد ببخش
  • یک دوست خوب داشته باش

له یل زوکامشه ن

شنه فتم دووربای له یل زوکامشه ن

دشواری بالای نه و نه مامشه ن

هه ناره که ی دل پرجه دانه ی ئیش

پیشیای کوره ی ناری عشقی ویش

وه موئای موژگان سوراخش که رو

وه گه رمی نیشات ده ماخش ده رو

                               مولوی

هی فلانی

       شاید زندگی همین باشه..